You gonna wake up soon

 

اتاق نارنجی که فقط یه پنجره سمت پاسیون داره،اتاق پدر مادرمه، خواهرم پریسا، معمولا پیش مادرم روی تخت میخوابه، مادرم ترجیح میده پیش خودش باشه تا توی اتاق خودش. امروز صبح که پدر ومادر رفتند سر کار، رفتم پای تخت تا خواهرمو برای کارتون مورد علاقش بیدار کنم. 

- [ صدای کلید چراغ اتاق ]

- پری بیدار نمیشی؟ پاشو، پاشووووو [شونشو گاز میگیرم]

- پاشو کارتون سیندرلا مگه نمیخواستی ببینی؟ پا نمیشی؟ 

- نههه، میخوام بخوابم [ صدای خواب آلود ]

- چیزی نمیخوری؟ پاشووو، اصلا میخوای من بخورمت؟ با چی بخورمت؟ روغن زیتون بریزم روت؟ [ دستشو میبوسم ]

- میخوابم [ با چشمای بسته میخنده ]

- پتو رو روی پاش میکشم و چراغ رو خاموش میکنم.

از در که بیرون میومدم، یاد اونروزایی افتادم که هم‌سن پریسا بودم، صبحای جمعه که یه ذره زیادی میخوابیدم، پدرم میومد تو اتاق، چشام بسته بود.

- پاشو محسن، پاشو عزیزم [ ته‌ریششو روی لپم حس میکردم ]

- پاشو مهمون میادا، پاشوو ظهره [ ساعت 11 بود ]

- زود پاشو دیگههه[ کنارم دراز میکشه و بغلم میکنه، پدر یه استراحت میکنه ]

- مادرم میگه محسن صبحانه بابات بربری خریده‌ها، با پنیر خامه، نمیای؟ سرد شد.

- بابا در گوشم میگه پاشو بریم، همشو میخورما.

- مادر داخل اتاق میاد، [ پدر پسر جفت هم! پاشید ]

- چشمامو باز میکنم، نور تندی که از کنار پرده رو چشم میفته، اتاق خنکه، دوست دارم یکم دیگه زیر پتو باشم.

 

+ Lullaby for Bunnies / لالایی برای خرگوش ها از مرجان فرساد. 

/ 32 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلی

مرداد ۹۳ ام قراره مثه فروردینش بدون پست تموم شه؟

مريمک

سلام.. از تک رشته توى تک دانشگاه چه خبر؟ :د پسرجان ديشب توى خواب با من اومده بودى اينستا ميت ???? ??!?Am i crazy

مريمک

چ خوب که خبرهاى خوب تبريک براى موفقيت????

لنی

همه نوشته هاتو از مرداد 91 تا همین آخرین پست خوندم . راستش این همه با ذوق بودنت و عکسهات خیلی دوست داشتنی اند . و اینکه تصمیمت برای یک سال دیگه درس خوندن برای رشته ای که می خوای واقعا تحسین بر انگیز . امیدوارم به نتیجه دلخواه رسیده باشی . به علاوه خوش به حال خواهر کوچیکه جان . با برادر مهربانش

شقآیق

کیبورد را در دست گرفته ( موبایل هم میشود).شی مذکور را به صورت متوالی بر نزدیک ترین سطح کوبیده و آوا ها و نداهایی از جمله: "ما نوشته میخوایم یالا"،" توپ تانک فشفشه متن چرا نوشته نمیشه" و غیره از حنجره ی مبارک خارج میکنیم. باشد که مسعولین رسیدگی کنند :))

علیرضا

سلام محسن جان، مادرت گفت امشب دیرتر می‌رسه خونه، شایدم موند تا صبح. غذا هم ندارید. هر گهی دلتون خواست بخورید به‌جاش.

من :|

شنبه حسش میاد احتمالن نه؟

منتظر عه پست

شاید این جمعه بیاید........................................

..

Y soal in web tatil shodeh?